خداوند بی انتهاست اما به قدر نیاز تو فرو می آید به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کار گشاست....!!!!
صدایی برای طلوعی دیگر...
خداوند بی انتهاست اما به قدر نیاز تو فرو می آید به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کار گشاست....!!!!
گریه
در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم
در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم
در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم
در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي ايستادم و آرام گريه کردم
ولي اکنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي که به خاطرت اشک هايم را قرباني کردم
یه نصیحت دوستانه ....
نوشتن بر خاک آسانتر و نوشتن بر سنگ سخت ترو دشوار است
با انگشت بر خاک می نوسی و با تیشه برسنگ.....
نوشته های خاکی مهمان اولین نسیم کوچک اند
نوشته های سنگی مهمان همه تاریخ
زندگی ات را بر خاک می نویسی یا بر سنگ حک می کنی؟
کدام؟
در گذر گاه زمان
خیمه شب بازی هم. با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشقها می میرند
رنگها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست نا خورده بجا می مامند
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت زندگیها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حاذثه ی عشق تراست
![]()
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد
زمانی
سکوت برایم معنایی به جز آرامش قبل از خواب نداشت
میگفتم سکوت یعنی نشنیدن صدا....
روزی که تو را از دست دادم
در ناباوری بی تو بودن
با احساسی آکنده از گناه
خود را به گونه ایی دیگر یافتم
پیله ایی آویزان ![]()
مترسکی بی نشان
آشیانه ایی خالی
رودخانه ایی خشک
پر از فریادبودم..
آماده بودم برای گریستن
ولی بغض راهم را بسته بود..
مانده بوده..
فضا وجودم را می فشرد
خیس بودم از باران تن
سوت عجیبی سرم را می آزرد
و من مبهوت مانده بودم
آنگاه که دیگر تو رانداشتم ...
من در سکوتی سنگین
غرق بودم

پنج امامی که تو را دیده اند
دست علمگیر تو بوسیده اند
چشم خداوند چو دست تو دید
بوسه زد و اشک ز چشمش چکید.....
یادمون باشه که...
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره .
يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره
يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم .
يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره .
يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري...
یادمون باشه که دل کسی رو نشکنیم. چون دیگه هیچوقت خوب نمیشه.......

خداوندا
دوستی دارم که در اعماق قلبم جای دارد
او شايستهی محبت است و يادش مايهی آرامش جان
او معدن خير است و دارنده پاکترين خصوصيات
خدايا
او را اکرام کن و بر صفات نيکش بيفزای
و سلامتش بدار
" آمين يا رب العالمين "
***
بیا اینجا بنشین کنار من. می دانی به چه می مانیم. نشسته ایم پشت در پشت و تکیه کرده ایم به آرامی به یکدیگر. نگاهمان نزدیک است و این فاصله را حس نمی کنیم مگر دمی که تکیه گاه هم نباشیم. که حضورت برود از احساس تیره پشت من، آنوقت من واژگون شده ام. پس هستی و تکیه کرده ایم به هم. بگو روبروی من پنجره ایست رو به دیوار! می گویم باشد. بگو روبروی تو هزار در تو در تو ست، باشد. بگو نشسته ایم رو به تاریکی و کسی نیست که شمعی روشن کند! باشد ... باشد. عین نوری شمع را چه حاجت وقتی هستی می بینمت...!


با یك سلام
سكوتم را
به نیایش قدم های تو
خواهم شكست
می دانم
با قطره ای از نگاه تو
سبزترین خواهم بود
به دست لرزانم منگر
آن را خوار مشمار
كه دوری عشق ! اینچنینش ناتوان ساخته
پرنده لبخندت را به آشیانه چشمم روانه كن
بگذار دل باور كند كه
هنوز آفتاب گرم است!!!!!!
سلام به شما همه دوستان و هواداران محسن چاووشی عزیز :متن کامل آهنگهای آلبوم (یه شاخه نیلوفر) (a lotus sprout) رو برای عزیزان آماده کردم ، با آرزوهای موفقیت واسه محسن چاووشی عزیز . شب و روز همتون نیلوفری باشه.
برای دیدن متن کامل آلبوم لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید.

فکر نمی کردی یه روزی دوتا دسـتام جــون بــگیرن
بدون تو قد بکـشن و تا به فـــلک ســـایه بـــگیرن
فکر می کردی که نباشی بدون تو مـن یه مــرده ام
اینو واســـه تو می خـــونم تا بدونی هنوز نـمردم
منو تــــنها گذاشـــتی مـــثل بـــرگی تــــوی پایـیز
نمی دونستی همـین فصل یه روزی میشه بهاری
همون بی معرفتی که کاشت تو دلت رنگ سیاهی
به جاش خدا کاشت تو دل ما رنگ امید به فــردایی
درسته که از مـــن گرفـــتی عمرمـــو ، جوونـــیامو
ولی افسوس نتونـــستی بـــگیری حس صـــدامو......

نبودی من برایت گریه کردم
برای غصه هایت گریه کردم
من امشب بغض تلخم را شکستم
نشستم بی نهایت گریه کردم
چو در پسکوچه های چشمم امشب
ندیدم رد پایت گریه کردم
تو کوهم بودی و هستی کجایی
که من برشانه هایت گریه کردم
بگو ای آسمان با او که امشب
به یادش پا به پایت گریه کردم
چو بودی گریه میکردی به حالم
نبودی من به جایت گریه کردم

گاهی وقتها از نردبان بالا میری تا دستهای خدا را بگیری،غافل از اینکه
خدا همین پایین وایساده و محکم نردبان و گرفته که تو نیفتی...!

اون روز يادته ؟؟؟
روزي که عشق من و تو به گوش خدا رسيد ..
روزي که قاصدکهاي نقره اي شب آرزوها برامون دعا کردن ...
اون روز فقط تو رو ميديدم و خدا رو
و يه عشق پاک ...!
حالا ميخوام بهت بگم
ما جاده ي خوشبختي رو با هم ...
در کنار هم ...
و عاشقونه ...
طي مي کنيم
زير قشنگترين آسمون شهر عشق
ما با هم مي مونيم ...
** تا آخرش **
بگذار چشمانم بسمت تو باشد
بگذار ارتعاش زمزمه هایت مرا بیدار سازند
بگذار عاشقت شوم
عاشقت بمانم
تا ابد...........
فریاد و فغان و ناله و گریه و آه.اینها هوس است و عشق چیز دگر است!
(عشق خداست)

خسته از نگاه عالم گوشه گیر جنگلا
خیلی دوس دارم برم به سرزمین کربلا
اما این همه پرنده چرا طاووس شدن
ای خوا ببین چطور از همه مایوس شدن
آخه چی می شد منم عقاب و شاهین می شدم
می تونستم بپرم به آرزوهای خودم
همه زل زدن به پای زشت من
نمی دونن که چیه سرشت من
نمی دونن که می خوام چیکار کنم
دلمو به عشق کی دچار کنم
دوس دارم راهی کربلا بشم
تا منم سری توی سرا بشم
حالا از کجا برم پای پیاده ای خدا
راهمو نشون بده می خوام برم به کربلا...
سردار دل خود خودت باش
دلداده گی و دلبری و دلزدگی را به خودت باش
گاهی اگر هم دل به دل دیگری دادی
دلداده و دلبر و معشوق خودت باش
دلبرده عشق خودی
دلداده او
دل در گرو عشق خدایت تو نگه دار....

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...
من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم
و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی!! ...
شگفتا از این طـــرح جادویی ژرف
که بر لوح دل نقش بست و جلا یافت
قــــلم را چو گریاند نقاش هستــی
در افـــاق اعجاز طرحی چنین بافت
شگـفتا! که این شکل،تندیـس دل بود
ولـی دست سبـزی بـر او تیشه بنهاد
چـو کلـک اساطیـری تیـشه رقصیـد
بـدو نـام جــــــادویی عشـق را داد


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولی آنقدر سخت مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكی سازند
گلويم سوتكی باشد به دست طفلكی گستاخ و بازی گوش
كه هر دم پاك خودش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را در گلويم آشفته تر سازد
بدين سان بشكند سكوت مرگبارم را
.:دکترشريعتی....
نـمـي دانــم پـس از مــرگم كسـي يـادم كند يانه؟
بـــخــوانــد دفــتـر شعـرم، مرا شادم كند يا نه؟
مــني كـــه بـــا امــيــد لـطف يـزدان رفتم از دنيا
نــمـــي دانم كه او گوشي به فريادم كند يا نه؟
هـــر آنكس را كه در دنيا زخود رنجانده ام
گاهي نــمــي دانـــم زبـنــد خــويـش آزادم كند يا نه!!؟
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو بودن زیباست....

يه آدم كينه اييم سر به سرم نذاريد
روزاي باخته ي منو به خاطرم نياريد
چوب حراجو بزنيد به اين دل ديوونه
بخوام نخوام دل منه كه مفتشم گرونه
مهر رویت تا به کی پشت سحاب
ابر غیبت را بران دیگر بیا
مرا طواف کعبه چه حاجت که چهار دیوار است
طواف کعبه مرا دیدن رخ یار است
یا بن الزهرا
ای فرجت طلیعه رهایی به انتظارم که به در ایی
خیره شد دیده من زبس که کشیده ام رنج و غم جدایی
جهان در انتظار و التهاب است مهدی فاطمه چرا نیایی؟